رضا قليخان هدايت
1588
مجمع الفصحاء ( فارسي )
اين قصيدهء مصنوعه هم در مدح سلطان محمود گفته پار آن اثر مشك نبوده است پديدار * امسال دميد آنچه همىخواستهام پار بسيار دعا كردم كاين روز ببينم * امروز بديدم بدعا كردن بسيار عطار شد آن عارض و آن خط سيه عطر * هم عاشق عطرم من و هم عاشق عطار گفتار نبوده است ميان تو و من هيچ * ور بوده بهيكبار ببندى در گفتار بار غم و انديشه همه زين دل برخاست * تا مشك سيه ديدم كافور ترا يار كار من و تو ساخته بوده است و نبوده است * امروز بكام دل ما گشته همه كار سالار جهان فخر جهانداران محمود * آن شه كه چو جم دارد صد حاجب و سالار دينار چنان بخشد ما را كه بر ما * پيوسته بود خوارترين چيزى دينار زنهار دهد خصم قوى را چو ظفر يافت * هرچند نباشد بر او [ از در ] زنهار اقرار دهد شاه جهان را به همه فضل * آنكس كه دهد خلق بفضلش همه اقرار پيكار همىجويد پيوسته و ليكن * كس نيست كه با لشكر او جويد پيكار دشوار جهان نزد ملك باشد آسان * و آسان ملك نزد همه گيتى دشوار